تبلیغات
بــــــــــــــــــــــــــــازی زمـــــــــــــــان

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
سلام
بعد از یه مدت که در گیر درس ها و امتحانات بودم، دوباره برگشتم.
من برای کنکور 98 آماده شده و شروع به مطالعه ی جدی کردم، لذا به شما هم دوره ای های گلم و دوره قبل و بعد توصیه جدی می کنم که: ( این آخرین فرص برای درخشیدن توی کنکور هستش) چرا که رتبه های برتر از سال پیش مشخص شده ( البته این به این معنی نیست که ما دیگه نمی تونیم کاری بکنیم) نه.. حتی می تونید تو تابستون سال کنکور شروع کنید و نتیجه عالی بگیرید ولو با تلاش زیاد! در نتیجه برای فشار کمتر و نتیجه بهتر این فرصت رو نباید از دست داد. از این به بعد سعی می کنم چیز هایی رو که یک دانش آموز کنکوری نیاز داره رو تو این وب بزارم ( موسیقی، برنامه مطالعاتی، برنامه روزانه همراه درس ( ورزش، تفریح و بازی) و غیر از اینها سعی میکنم در رابطه با رشتم (تجربی) تحقیقاتی برای بالا رفتن اطلاعات در باره پزشکی برای شما عزیزان بگزارم. در اخر باز تاکید می کنم که فرصت ها رو از دست ندین، چرا که شما مسئول 100% زندگی خودتونید. هیچ کس دیگه ای مسئول زندگی شما نیست. این خود ما هستیم که موفق می شیم یا شکست می خوریم. انگیزه و نبود حس و حال درس خوندن و ... همیشه هست، باید شروع به مطالعه کنید و پیش برید وقتی کمی پیش رفتید نا خودآگاه انگیزه به سراغتون میاد و ول کنتون نیست، همچنین حس و حال درس خوندن. در نتیجه دیگه وقتشه...
 


برچسب ها: کنکور،

تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1396 | 10:43 ق.ظ | نویسنده : رضا سامان | نظرات
به نام خدا
سلام. در این پست، مطالب و تجربیاتی در مورد برنامه ریزی آورده ام.
در گذشته برنامه ریزی ها اکثرا به این صورت بود که دانش آموز تمام روز خود را برنامه ریزی می کرد و حتی لحظه ای نبود که در آن برنامه ای نباشد. و قطعا این برنامه با شکست مواجه می شد. من از این برنامه در سال های دوم و سوم و چهارم ابتدایی استفاده می کردم. گرچه در آن زمان در دوران کودکی به نوجوانی بودم، اما علاقه ی خاصی به برنامه ریزی داشتم. برای مثال در این برنامه ما داریم که:
ساعت 6 صبح بیداری- ساعت 6 تا 6:50 آمادگی برای مدرسه- 6:50 تا 2 مدرسه- 2 تا 4 نماز، نهار، استراحت- 4 تا 5 مطالعه و....
خب در این برنامه ما شاهد نقاط ضعف بزرگی هستیم. برای مثال: ما زنگ ساعت را برای ساعت 6 می گذاریم اما وقتی در آن ساعت، ساعت شما زنگ می زند احتمال دارد آن را برای دو یا پنج دقیقه به تعویق بی اندازید. شما ساعت رفتن به مدرسه را 6:50 گذاشته اید اما ساعت 7:10 به مدرسه می روید. ساعت بازگشت به خانه را 2 گذاشته اید اما 2:20 به خانه می رسید و ....
خب حال اگر بخواهیم جبرانی برای تاخیر هایمان بگذاریم نشانگر این است که برنامه با شکست برخورد کرده. البته اگر جبرانی ها برای تاخیر در کار های مهمی باشد عیبی ندارد اما برای کار های عادی روزانه ایراد بزرگیست!
در این قسمت به روشی می رسیم که کانون قلمچی از آن بهره می برد که روش واقعی و قابل اجرائیست.
در این برنامه شما در هر روز ساعات مطالعه خود، ساعات تفریح، ساعات تماشای تلوزیون و ... را یادداشت می کنید. در ساعات مطالعه باید تفکیک درسی داشته باشید. منظور از تفکیک درسی این است: ریاضی1ساعت. ریاضی1ساعت تست. تاریخ 00:30 دقیقه. حال جمع ساعات مطالعه ی برابر است با 2:30 دقیقه. همینطور برای روز های دیگر هم اجرا می کنید و در آخر هفته تعداد ساعات مطالعه ی هر روز را باهم جمع می کنید و متوجه می شوید که در این هفته شما 34 ساعت درس خوانده اید. حال کار برنامه ای شما آغاز می شود و شما در هفته ی آینده نباید کمتر از 34 ساعت درس بخوانید و بلعکس باید به تایم درس خواندنتان بی افزایید! اگر روزی مشکل یا کاری برایتان پیش آمد باید در روز دیگر جبران کنید.
حال روش ابداعی خودم را توضیح می دهم.
چون در آفیس این وبلاگ علائم ریاضی وجود ندارد به اجبار باید شفاهی توضیح بدم:
کسر 24.24 را تصور کنید.. این کسر کل زمان روز شماست از این 24.24 شما 6 ساعت از 24 ساعت را استراحت می کنید (می خوابید)، 8 ساعت از 24 ساعت در مدرسه اید. 10 ساعت از 24 ساعت از روزتان باقی می ماند. حال باید به اندازه نیاز و اولویت این 10 ساعت را بین فعالیت های مختلف تقسیم کنید. من از این مطلب عکسی برایتان می گذارم:
خب حال شما در آخر روز کار هایی که در این 10 ساعت کرده اید را مشخص می نویسید و در آن کار هایی که واجب نبودند و به هدف اصلی شما لتمه وارد می کردند را خط می زنید و سعی می کنید در شروع روز آینده ساعات کار های مفید جای کار های مضر و غیر واجب را بگیرند. کار این روش درست مانند حساب و کتاب مالی است و فقط تنها فرق آن زمان است بجای پول!!!
خب امیدوارم از مطالب نهایت استفاده رو بکنید و این نکته رو متذکر شوم که اگر در دنیا این روش ساخته شده، من از آن اطلاعی نداشتم و خودم این روش را ابداع کردم.
رضا سامان دانش آموز پایه یازدهم.

برچسب ها: برنامه ریزی،

تاریخ : پنجشنبه 13 مهر 1396 | 09:55 ب.ظ | نویسنده : رضا سامان | نظرات
قــــــــــــــــــــــــدم بــــــه قـــــــــــــــــــــــــــدم


تاریخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 | 11:58 ب.ظ | نویسنده : رضا سامان | نظرات
به نام خدا
موضوع این پست در باره ی هدف است. هدف کلید موفقیت است. همه ی ما در زندگی روزانه خود اهدافی داریم، برای مثال: به مدرسه می رویم (رسیدن به مدرسه)، مطالعه می کنیم (برای افزایش اطلاعات و آگاهی، برای رسیدن به سطحی از علم) و ...
تمامی این ها اهدافی هستند که ما در روز به صورت ناخودآگاه آن هارا طرح و اجرا می کنیم.
اما بعضی چیز ها هستند که باید در مورد آنها آینده نگری داشت. برای مثال من دانش آموز سال یازدهم هستم و دو سال دیگر کنکور دارم و می خواهم در رشته ی پزشکی دانشگاه تهران قبول شوم. برای این هدف چه کار هایی باید انجام دهم؟
1- این هدف از نوع بلند مدت است 2-برای این هدف باید اهداف کوتاه مدت داشته باشم.
حال اهداف کوتاه مدت چیست و چه کمکی به هدف اصلی ما می کند؟ شما کوهی را تصور کنید، حال شما هدفتان را نوک کوه قرار داده اید. آیا امکان دارد بدون برداشتن قدمی به نوک کوه برسید؟ قطعا چنین چیزی ممکن نیست! اما اگر قدم به قدم جلو بروید به نوک کوه خواهید رسید.
حال برای اهدف کوتاه مدت چند مثال می آورم: من هدفم پزشکی دانشگاه تهران است (این بلند مدت). برای این من باید اهداف کوتاه مدتم را اینگونه تعین کنم:
1- از الان روزانه از 4 ساعت مطالعه شروع کنم و این تایم را افزایش دهم.
2- بتوانم معدل میان نوبت اولم را به 20 برسانم.
3- بتوانم در آزمون آزمایشی که شرکت می کنم تراز بالایی بزنم و مشکلاتم را در تست زنی حل کنم.
4- معدل نوبت اولم را به 20 برسانم
5- ...
اینگونه پایه هدف اصلی شما ریخته خواهد شد و شما به هدف اصلی خود خواهی رسید.
نکته اصلی هدف خود شماست:
برای مثال: از شما پرسیده می شود هدفتان چیست؟ ما می گوییم: دوست دارم قدرتمند ترین فرد در جهان شوم. یکی می گوید: دوست دارم ثروتمند ترین انسان در جهان شوم. آن یکی می گوید دوست دارم یک دکتر بزرگ و بخشنده شوم.........
اما... این ها هدف نیستند. این ها هیچ وقت به واقعیت تبدیل نمی شوند و در بعد رویا باقی می مانند. این ها ارزش اند. دوستان هدف به برنامه ای می گویند که برای رسیدن به سطحی در آینده ریخته شده. هدف باید مانند آینه روشن و واضح و شفاف باشد. برای مثال: من می خواهم در المپیاد کشوری زیست اول بشوم. 2- من می خواهم یک شرکت ساختمانی در مشهد تاسیس کنم. من می خواهم فوق تخصص قلب و عروق از دانشگاه هاروارد بگیرم....
حال وقتی هدف را تعیین کردید باید آن را روی یک کاغذ بنویسید و آن را روی دیوار خانه یا اتاقتان بچسبانید. اینگونه چشم شما هر روز و هر ساعت آن را می بیند و ذهن شما در راستای رسیدن به آن برنامه ریزی می کند و جسم شما به آن سمت حرکت و عمل می کند.
این مطالب چکیده ی کتاب هدف ها از برایان تریسی بود که براتون خلاصه کردم.

خب امیدوارم این مطلب مفید بوده باشه... 
برچسب ها: هدف،

تاریخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 | 11:07 ب.ظ | نویسنده : رضا سامان | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.